روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

72

شرح شطحيات ( فارسى )

چون سكر شد ، در سكر بىشكّ بود در رؤيت ، و در صحو بىزحمت معارضه . » گفت « من پيوسته شاهد غيب‌ام ، حقّ را « 2 » معاين بحقّ . اگر پردهء سما بردارند ، مرا در يقين زيادت نشود ، زيرا كه حضورم غيبت است ، و غيبت حضور . » ( 115 ) ديگر گفت كه « خداوند - جلّ اسمه - تجلّى كند بندگان را . در قرآن چنين است ، زيرا كه صفت است . صفت محض تجلّى است . چون در عالم است ، از ذات مفارق نيست ، زيرا كه در حدث نيست . جمال خود را در صفات خود آشكارا كند ، بنعت علم و ظهور جان عارفان را . اگر بينى ، دانى . » ديگر گفت : « او تجلّى كند از خلق بخلق . » ( 116 ) قال « 11 » : اين سرّ « تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ » « 12 » است . و « إِنِّي أَنَا اللَّهُ » « 13 » از شجره خبر از عين جمع است ، و مقام التباس و رؤيت صفات در أفعال . او گفت « در همه وجود داخل است ، نه چون دخول أشياء . فعلش مباشر است در أشياء ؛ صفت در فعل ، ذات در صفت ، بىحلول . جان هر جانست « 15 » ، ظهور تجلّى است ، عدم را بأمر ارادت ، و علم اتّحاد « 16 » بعلم داخل است ، نه بر ذات . كون ذرّه‌ايست در عين . صنعش از صنايع كيست ؟ و در وقت آفرينش بينونت چيست ؟ مصنوعات مصنوع « 17 » فعل اوست ، در عين جمع اوست ، و همه اوست . »

--> ( 2 ) حق را hM : حديق را SM ( 11 ) قال S : فصل M ( 12 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 13 ) سورهء 28 ( القصص ) آيهء 30 ( 15 ) جانست M : جانش S ( 16 ) اتحاد M : اتحاد را S ( 17 ) مصنوع S : مصبوغ M